آی آر نی نی
‏نمایش پست‌ها با برچسب 64. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب 64. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ دی ۱۳, یکشنبه

داستان هاي ملا نصرالدين:ملا و صدقه دادن


ملانصرالدين گوسفند مردم را مي دزديد و گوشتش را صدقه مي کرد. از او پرسيدند: اين چه کاريست که مي کني؟ ملا جواب داد: ثواب صدقه با بره دزدي برابر است فقط در ميان پيه و دنبه اش توفير است!


۱۳۸۸ دی ۱۲, شنبه

داستان هاي ملا نصرالدين:ملا و صداي پول



در زمان قضاوت ملا دو نفر نزد او آمدند. يكي ادعا كرد كه اين شخص در خواب بيست دينار از من گرفته حالا پس نميدهد. ملا طرف را خواسته گفت: بيست دينار بده. و پس از گرفتن پول آنها را به هم زده به صدا در آورده و با هر صدا ميگفت: بگير اين يك، اين دو.... و به همين ترتيب تا بيست دفعه پولها را به صدا در آورد و به مدعي صداي آنها را تحويل داد و عين آنها را هم به صاحبش پس داده رو به مدعي كرده گفت: قرض تو ادا شد او هم پولش را از دست نداد حالا به سلامت برويد


داستان هاي ملا نصرالدين:ملا و سردرد



یک روز ملا نزد حکیم باشی آمد و گفت: نصف قرص مسکن برای من تجویز کن.
حکیم باشی پرسید: چرا نصف قرص؟
ملا گفت: آخر نصف سرم درد می کند.



طنز ملا نصر الدين: ملا و گم كردن خر



روزی ملا خرش را گم کرده بود ملا راه می رفت و شکر می کرد. دوستش پرسید حالا خرت را گم کرده ای دیگر چرا خدا را شکر می کنی؟
ملا گفت به خاطر اینکه خودم بر روی آن ننشسته بودم و گرنه خودم هم با آن گم شده بودم!؟


داستان هاي ملا نصرالدين:ملا و آواز خواني پسرش



پسرملا در شب آواز ميخواند. همسايه از بام سر بر آورده گفت: موقع خواب است ديگر آواز نخوان. ملا گفت: عجب مردمان پر روئي هستيد. شب و روز سگ هاي شما عوعو ميكند من يك دفعه اعتراض نكردم شما نتوانستيد چند دقيقه اي آواز خواندن پسر مرا تحمل كنيد