آی آر نی نی

۱۳۸۸ دی ۱۲, شنبه

داستان هاي ملا نصرالدين:داستان ملا در جنگ



روزی ملا به جنگ رفته بود و با خود سپر بزرگی برده بود. ولی ناگهان یکی از دشمنان سنگی بر سر او زد و سرش را شکست.
ملا سپر بزرگش را نشان داد و گفت: ای نادان سپر به این بزرگی را نمی بینی و سنگ بر سر من می زنی؟


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر